شوق شنیدن «حالا این که چیزی نیست»

هفته پیش در تلگرام خبری با این تیتر منتشر شد: «ناپدری ۷۰ بار به دختر
۷ ساله تجاوز کرد». دادستان کرج این خبر را تکذیب کرد اما هنوز زمزمه هایی وجود دارد
که ماجرا حقیقت دارد. فارغ از تائید یا تکذیب جزئیات، زهر خبر در روح خواننده ماند.
فارغ از راستی یا نادرستی خبر، شیوه خبرنویسی توجهم را جلب کرد. اینکه دیگر «کودک آزاری»
انگار توجه خواننده را جلب نمی کند و باید دست به کاری زد که هر جور شده «کلیک» کند،
به کانال بپیوندد و مشتری شود
!

شوق شنیدن «حالا این که چیزی نیست»

این شیوه که زمانی مثل طعمه کثیفی روی قلاب برخی کانال ها و سایت های زرد
بود حالا انگار به استراتژی «برخی» سردبیران سایت ها و خبرگزاری های معتبر هم تبدیل
شده و برای به دست آوردن خواننده و بالابردن رنکینگ سایت حاضرند دست به هر کاری بزنند.
هر کاری
!

هر روز چند سایت و خبرگزاری معتبر را دنبال می کنم و عموماً برای بررسی
ذائقه خوانندگان سری به


در گپ و گفت های معمولی وقتی کسی ماجرای تلخی تعریف می کند با گفتن «حالا این که چیزی نیست» داستانی را رو می کنیم که صدبار تلخ تر است

ستون «پربیننده» یا «پربازدیدترین» آنها می زنم. خبرهای حاوی
تیتر و متن واژه های قتل، تجاوز، خیانت، شرارت، مرگ، خودکشی و … تقریباً هر روز در
لیست محبوب ترین و پرخواننده ترین اخبار خوانندگان قرار دارد.

درک می کنم که این اخبار حاوی هیجان، تازگی، ترس و موضوعاتی از این قبیل
هستند و طبعاً بیشتر از خبر کاهش یا افزایش سود یک شرکت در بازار بورس کلیک خور است
اما نمی توانم با تولید این همه خبر بد و منفی کنار بیاییم و نگران تاثیر تدریجی، کُند
اما به شدت تخریبی آن بر روح جامعه نباشم
.

رسانه ها آینه منعکس کننده رویدادهای جامعه ای هستند که در آن واقع شده
اند. نمی توان انتظار داشت که شب را روز نشان دهند یا گلوله را گُل! آنها عموماً نه
سازنده اخبار که بازتاب دهنده اخبار هستند و مخاطبین انتظار دارند که با کمترین دستکاری،
مداخله و یا سودهی خبرها را دریافت کنند
.

اما در این میان نقش دروازه بانان (Gate keepers) خبر کلیدی است. آنها کسانی هستند که در خصوص نحوه انعکاس، چرایی و حتی
شناخت اثرات و بازخوردهای آن سواد رسانه ای دارند. این افراد در رسانه های ما تا چه
اندازه آموزش دیده هستند

رقابتی پنهان میان همه ما برای تولید، تکثیر و انتشار اخبار منفی و نومیدکننده
شکل گرفته است. حتی در گپ و گفت های معمولی وقتی کسی ماجرای تلخی تعریف می کند با گفتن
«حالا این که چیزی نیست» داستانی را رو می کنیم که صدبار تلخ تر است و زهر آن را به
قول جوانترها «می شوره می بره
»!

بیشتر اخبار منتشره در رسانه های ایران حتی در عالم سیاست حاوی تضاد، جدال
های تند لفظی، تخریب، زندان، تهدید، بازداشت و … است و کسانی هم به عمد برای تخریب
دولت هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند آستین شان را برای پاشیدن سم یاس در جامعه
بالا می زنند. غافل از اینکه این تخریب ها و ناامید کردن مردم، نه تنها باعث اقبالشان
به سمت جناح آنها نمی شود و رای زیادی به سبد آنها نمی ریزد بلکه رخوت، بی اعتمادی،
دلسردی و … را در جامعه گسترش می دهد و این بومرنگ نفرتی که پرتاب می کنند یک روز
به سمت خودشان برمی گردد
.

به نظر می رسد در کنار اقدامات مثبت اقتصادی که کشور به آن نیازمند است
یکی از کارهایی که نه تنها دولت بلکه هر فعال اجتماعی، سیاسی و رسانه ای باید به آن
توجه کند تلاش برای خارج کردن «اخبار منفی، تلخ و نومیدکننده» از صفحه اول روزنامه
ها، خبرگزاری ها و رسانه هاست
.

این کار با دستور و بخشنامه و تلاش برای «سفیدنمایی» کاذب، شدنی نیست و
شاید لازم است تمرین کنیم که نقاط روشن و امیدوارکننده را در زندگی روزمره، در سیاست
و در در هر حوزه ای که فعالیت می کنیم را ببینم و به آن دامن بزنیم. کار بسیار دشواری
است اما ادامه این روند و تولید روزافزون خبرهای قتل و تجاوز و چاقوکشی و … در دراز
مدت باعث رخوت اجتماعی می شود، اندک اندک قسی القلب می شویم و از واکنش های همدلانه
مان کم می شود. این امر ترسناک نیست؟ نگران کننده نیست؟ … اگر این موضوع شما را نگران
نمی کند، تولیدکنندگان اخبار منفی موفق شده اند روح شما را به آرامی فتح کنند
.

منبع

نوشته شوق شنیدن «حالا این که چیزی نیست» اولین بار در لگیت خبر پدیدار شد.